+ راه كه مي رفتم به همه اونها فكر مي كردم ، كوچيك ، بزرگ ، زن ، مرد ، فقير ، پولدار ، مومن ، فاسق و ... بعضي ها با اون دب دبه و كب كبه شون حالا سالها بود كه فهميده بودن اونجا نميشه با پول حكومت كرد ... اونجا قدرت اصلا ارزش نداره ...اونجا دستت به جايي يا كسي بند نيست ، فقط خودتي با اون كارهايي كه توي اين همه مدتي كه فرصت داشتي بايد انجام مي دادي . و البته مهمتر از اون كارها « نيتي » بود كه داشتي . توي اون همه آدم حالا خيلي ها ديگه فراموش شدن ، خيلي ها سالهاست كه از ياد رفتن ... اما يه سري هستند كه خدا خيلي دوستشون داره، يه سري از آدما كه بهشون ميگن « اولياء الله » . تو چقدر به اين مقام نزديك شدي ؟ + نذر کردند که اگه حسن و حسین (ع) خوب بشن سه روز روزه بگیرن ، همگی : علی ، فاطمه ، حسن ، حسین و فضّه (علیهم السلام). چون غذایی در خانه نبود ، علی (ع) رفتند و سه پیمانه جو برای افطار تهیه نمودند . فاطمه (س) پیمانه اول را برای افطار روز اول آرد نمود و با آن پنج قرص نان تهیه نمود. وقت افطار که شد مسکینی در زد و تقاضای کمک نمود . همگی افطارشان را بخشیدند. روز دوم ، پیمانه دوم و این بار موقع افطار یتیمی در را کوبید و تقاضای کمک نمود . باز همگی افطارشان رابخشیدند . روز سوم آخرین پیمانه جو را آرد نمودند و نان پختند اما این بار نیز هنگام افطار درمانده ای در زد و تقاضای کمک نمود و باز همگی افطارشان را بخشیدند . روز چهارم علی (ع) دست حسن و حسین را گرفتند و نزد پیامبر رفتند و وقتی رسول خدا (ص) احوال بد حسنین را دیدند برخاستند و با هم به خانه فاطمه (س) آمدند و دیدند ایشان در محراب در حال عبادتند در حالی که از شدت ضعف در وضعیت بدی قرار داشتند . اینجا بود که جبرئیل نازل شد و به پیامبر (ص) فرمودند : « یا محمد ! پروردگارت سلام می رساند و این آیات را بگیر ، بر تو و اهل بیتت مبارک باشد . همان « اولیاء الله » که خدا در وصفشان سوره « هل أتی » را نازل فرمودند . + همينطور كه داشت قدم بر مي داشت يكي يكيشون رو نگاه مي كرد، يكي كه سالها بود رفته بود ، فراموش شده بود ... اون يكي اصلا معلوم نمي شد كه واقعا جاي كسي هست يا نه، يه خونه سوت و كور كه با كلي دقت مي شد بفهمي مال يه آدم بوده ، و بعضيها كه مطمئنا ديگه نمي شد پيداشون كرد ... اما توي همه اونها بعضي ها خونه هاشون چراغوني بود ، خودشون شده بودن فرهنگ ، همه بهشون ميگن « اولياء الله » ! مي دوني چرا ؟ خوب معلومه ، چون وقتي خدا از اون ور خط دستش رو دراز كرد دست خدا رو گرفتن ، اصلا هم ترديد نكردن ، آدماي بد همونا هستن كه نه تنها دستشون رو دراز نكردن ، تازه كلي سر و صدا و حرفاي بد بد هم زدن كه من نمي خوام بيشتر از اين بگم . + حالا اگه آرامش واقعي رو مي خواي بايد بشي جزو اونايي كه يك قدم رو برداشتن . اگه آرامش ابدي رو مي خواي ، هم توي اين دنيا و هم اونور ، بايد بشي جزو « اولياءالله » . .
+ نوشته شده در ساعت توسط محمد صداقت |

