تبليغاتX
هل اتی

               
 
 
به نام خدا، بخشنده ترين، مهربان ترين * آيا اين حقيقت ندارد که زمانى، انسان چيزى نبود که ذکر شود * ما انسان را از مايعى آميخته از هر دو والدين آفريديم، تا او را امتحان کنيم. از اينرو، او را شنوا و بينا کرديم. * ما دو راه را به او نشان داديم، پس، او يا سپاسگزار است، يا ناسپاس. * ما براى کافران غل ها و زنجيرها و دوزخى شعله ور آماده کرديم. * و اما نيکو کاران، آنها از جام هايى با طعم شهد خواهند نوشيد. * چشمه اى که براى بندگان خدا در نظر گرفته شده است؛ هر موقع که آنها بخواهند فوران خواهد زد. * آنها به پيمان هاى خود وفا مى کنند و حرمت روزى را نگاه مى دارند که بى نهايت سخت است. * آنها غذاى مورد علاقه خود را به فقرا، يتيمان و اسرا مى بخشد. * "ما بخاطر خدا به شما غذا مى دهيم؛ ما از شما نه انتظار پاداش داريم و نه تشکر. * "ما از پروردگار در روزى که پر از بدبختى و مکافات است مى ترسيم." * در نتيجه، خدا آنها را از بدى هاى آن روز حفظ مى کند و آنها با لذت و رضايت پاداش مى دهد. * او پاداش آنها را بخاطر استقامتشان با بهشت و ابريشم مى دهد. * در آنجا بر مبلمان هاى مجلل استراحت مى کنند. آنها نه از گرماى خورشيد رنج مى برند و نه از سرما. * در آنجا سايه آنها را مى پوشاند و ميوه ها در دسترس قرار مى گيرند. * از آنها با نوشابه هايى در ظرف هاى نقره اى و جام هاى شفاف پذيرايى مى شود. * جام هايى شفاف، با اينکه از نقره ساخته شده است؛ آنها به حق سزاوار تمام اين ها شدند. * آنها از نوشيدنى هاى خوش طعم لذت مى برند. * از چشمه اى که در آنجا به "سلسبيل" معروف است. * خدمتکاران جاودانى از آنها پذيرايى خواهند کرد. هنگامى که آنها را مى بينى، مانند مرواريدهاى پراکنده خواهند بود. * به هر کجا که بنگرى، شادى و قلمرويى فوق العاده خواهى ديد. * بر آنها لباس هايى از مخمل سبز، ساتن و زيورالات نقره خواهد بود. پروردگارشان براى آنها نوشابه هايى خالص فراهم خواهد کرد. * اين پاداشى است که در انتظار شماست، زيرا از کوشش هاى شما قدردانى شده است. * ما اين قرآن را بر تو نازل کرده ايم؛ وحى مخصوص از جانب ما. * تو با استقامت دستورات پروردگارت را اجرا نما و از هيچ کافر گناهکارى در بين آنها اطاعت نکن. * و روز و شب نام پروردگارت را ذکر کن. * در طى شب، در مقابل او سجده کن، و در بسيارى از شب هاى بلند او را تجليل کن. * اين مردم سرگرم اين زندگى زود گذر هستند، در حاليکه روز سختى را که درست جلوى آنهاست_ ناديده مى گيرند. * ما آنها را آفريديم و آنها را مستقر کرديم و هر موقع بخواهيم، مى توانيم ديگران را جايگزين آنها کنيم. * اين تذکرى است: هر کس بخواهد راه پروردگارش را انتخاب مى کند. * هر چه شما بخواهيد بر طبق خواست خداست. خداست داناى مطلق، حکيم. * او هر کس را بخواهد به رحمت خويش داخل مى کند. و اما براى ستمکاران، عذاب دردناکى آماده کرده است.

 

 

 

shoghe.wesal@gmail.com

 

 

 

 
 
   
       

   نذر کردند . همگی ...

سه روز روزه ،

سه روز روزه گرفتن که خیلی سخت نیست . وقتی میشه 30 روز راحت روزه گرفت .

موقع ادا نذر رسید و همگی روزه بودند .

افطار هر سه روز رو بخشیدند . به یک مسکین ، یک یتیم و یک درمانده .

اینجا همان جایی هست که باید تسلیم شد .

ما آدم هایی که از ساعت سه چهار دیگر توانی برایمان باقی نیست ،

هرچه به افطار نزدیک تر می شویم انگار گرسنه تر . و هنوز الله اکبر اذان از مأذنه بلند نشده ، چند ساعت ناقابل گرسنگی را باید تلافی کنیم .

حالا خوب فکر کن .....

تصور کن دم افطار منتظری تا اذان بگویند و افطار کنی و تنها یک نان برای افطارت داری و بس .

کمی قبل از افطارصدای زنگ خانه بلند شود و گرسنه ای از تو تقاضای لقمه نانی کند و تو هم فقط یک تکه نان برای افطارت داشته باشی ،

چه می کنی ؟!

می بخشی ...

یا ...

گیرم که روز اول افطارت را بخشیدی ، آیا روزدوم هم می بخشی ؟؟

روز سوم چه ؟

 

   می دانی ما آدمها اگر بخواهیم ببخشیم هم قبل از بخشیدن باید کلی فکر کنیم ، کلی استدلال کنیم و برای این کار کلی منفعت ( که باعث شود از حق خود بگذریم ،) برای خودمان درست کنیم .

اما دوستان خدا، علی ، فاطمه ، حسن و حسین (علیهم السلام ) با عشق هرآنچه داشتند بخشیدند ،

هیچ وقت برای بخشیدنشان یک ذره هم تامل نکردند . می دانی چرا ؟ چون إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا ، چون طرف معامله این خانواده ، خدای تبارک و تعالی بود .

 

   وقتی بخشیدند

به آن مسکین،

آن یتیم ،

و آن اسیر

گفتند : إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا

ما به شما بخشیدیم   اما چیزی از شما نمی خواهیم .

یعنی خریدار کالای ما  کسی دیگر است .

یعنی طرف اصلی معامله ، خداست .

 

 و در پس این بخشیدن هم یک نیت خالص که شرط معامله بود.

این شرط اصلی خرید و فروش در بازار دوستان خداست .

چیزی که اگر برای خدا نباشد همه عمل بی ارزش خواهد بود و چه بسا باطل .

نیت آنهم فقط برای خدا ....

انگار خدا می خواست با شرط کردن نیت خالص بگوید : طرف معامله منم .......

اما همگی می دانستند آن سوی معامله خداست .

 

...............................................................................................

 [ تفسیر سوره هل اتی برای موبایل (جاوا) : کلیک کنید ... ]

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد صداقت  | 


 

طي شد اين عمر تو داني به چه سان

پوچ و بس تند ، چنان باد و دمان

همه تقصير من اين است كه خود مي دانم

كه نكردم فكري

كه تامل ننمودم ، روزي

ساعتي يا آني

كه چه سان مي گذرد عمر گران؟

كودكي رفت به بازي ، به فراغت ، به نشاط

فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات .

همه گفتند كنون تا بچه است

بگذاريد بخندد شادان

كه پس از اين دگرش فرصت خنديدن نيست

بايدش ناليدن

من نپرسيدم هيچ

كه پس از اين زچه رو

نتوان خنديدن؟

هيچ كس نيز نگفت

زندگي چيست؟ چرا مي آييم؟؟

بعد از اين چند صباح

به كجا بايد رفت؟

با كدامين توشه به سفر بايد رفت؟

من نپرسيدم هيچ، هيچ كس نيز نگفت ...

نوجواني سپري گشت به بازي، به فراغت ، به نشاط

فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات

بعد از آن باز نفهميدم من

كه چه سان عمر گذشت؟

ليك همه گفتند همه

كه جوانست هنوز،

بگذاريد جواني بكند

بهره از عمر برد ، كامروايي بكند،

بگذاريد كه خوش باشد و مست

بعد از اين بازو را عمري هست

يك نفر بانگ در آورد : كه او

از همكنون بايد فكر آينده كند

ديگري آوا داد : كه

چو فردا بشود  فكر فردا بكند

سومي گفت : همانگونه كه ديروزش رفت

بگذرد امروزش ، همچنين فردايش ،

با همه اين احوال

من نپرسيدم هيچ

كه چه سان دي بگذشت؟

آن همه قدرت و نيروي عظيم

به چه ره مصرف گشت؟

نه تفكر ، نه تعمق ، و نه انديشه دمي

عمر بگذشت به بي حاصلي و مسخرگي

چه « تواني » كه زكف دادم مفت

من نفهميدم و كس نيز مرا نيز هيچ نگفت.........

 

 

پ . ن :

شعر از : نسرين صاحب

ادامه شعر در قسمت « ادامه مطلب ... »

 

 

.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد صداقت  |